تبلیغات
هدیه آفتاب - نگاهی به فیلم «آواتار» ساخته‌ جیمز كامرون(به همراه نظرها)
هدیه آفتاب
جمعه 6 فروردین 1389

نگاهی به فیلم «آواتار» ساخته‌ جیمز كامرون(به همراه نظرها)

جمعه 6 فروردین 1389

نوع مطلب :
نویسنده :Yas

كفر تمدن جدید
جام جم آنلاین: «آواتار» داستان تقابل كفر و ناسپاسی ناشی از تكثرگرایی و بی‌ایمانی و بی‌ثباتی تمدن جدید است با ایمان و اعتقاد ناشی از نگرش وحدت وجودی انسان قدیم.

همین مضمون كافی است برای این‌كه فیلم قربانی سیاست‌ورزی‌های همیشگی آكادمی اسكار شود و برخلاف اقبال گسترده‌ عمومی و نیز برخلاف اقبال فراگیر منتقدان و صاحب‌نظران مقوله‌ تكنیك و محتوای سینمایی، در این رقابت هر ساله‌ جهانی فیلم، آن‌طور كه باید مورد توجه و تحسین قرار نگیرد و به جای جوانب مضمونی بلندش تنها جایزه‌ طراحی صحنه و فیلمبرداری و جلوه‌های ویژه دریافت كند. جیمز كامرون در این آخرین فیلمش هم مثل «ترمیناتور 2» مركز توجه خود را نقد مدرنیته‌ای قرار می‌دهد كه با دست‌اندازی حریصانه در طبیعت و جهان هستی، روز به روز انسان را بیشتر در معرض نابودی و حقایق وجودی‌‌ انسان را بیشتر در معرض فراموشی قرار می‌دهد و می‌رود به سمت و سویی كه بشر را بنده و سپس قربانی تكنولوژی و دست‌ساخته‌های ماشینی بی‌حدوحصر خودش كند.

نوك پیكان انتقاد فیلم «آواتار» به سوی تمدن جدید غرب است. تمدنی كه داعیه‌ بلوغ و انسانیت و شناخت و اندیشه و صلح و در یك كلام «پیشرفت» دارد اما در حقیقت چیزی جز پوسته‌ای خوش رنگ و لعاب برای درونی متعفن و نابودگر نیست و نه فقط «پسرفت»ی آشكار در شناخت حقیقی انسان و هستی است بلكه به این هم اكتفا نمی‌كند و جنگ‌افروزانه در پی حذف همه‌ مخالفان یعنی همه‌ كسانی است كه مانع تحقق آرزوهای نفسانی اقلیت زیاده‌خواه غربی هستند و در این راه باطل از هیچ سبعیتی هم دریغ نمی‌كند.

در «آواتار» ما اشاره‌ قرآنی «بل هم اضل» را كه ناظر به امكان پست‌تر شدن بشر انسانی از موجودات حیوانی است دیگرباره باور می‌كنیم و درمی‌یابیم كه واقعا گاهی درنده‌ترین حیوانات، از متأخرترین انسان‌ها كه بنا به تئوری تكامل داروین می‌بایست كامل‌ترین‌های این نسل وجودی باشند بهتر و والاترند. در راستای همین ایده و مضمون محوری است كه ما در این فیلم جانب انسان‌هایی را می‌گیریم كه بدوی و بی‌تمدن هستند و به لحاظ فیزیكی به نسل حیوانات نزدیك‌ترند تا انسان‌های خوش‌ظاهر و مدعی ولی از درون مسخ‌شده‌ای كه خود را مركز كائنات می‌پندارند و خداوندگار هستی. دنیای این انسان‌های بدوی به دلیل یكپارچگی و وحدتی كه با طبیعت پیرامون دارند، به مراتب متعالی‌تر از دنیای انسان‌های متمدن و مدرنی است كه غایت زندگی‌شان تسخیر بی‌چون و چرای طبیعت در راه ارضای خواهش‌های نفسانی‌شان است. انسان‌های باصطلاح پیشرفته‌ای كه به تصریح فیلمساز، پایین آمدن ارزش سهام سهامداران در نظرشان امر مهم‌تری است تا با خاك یكسان شدن یك سیاره‌ زیستی زیبا و به خاك و خون كشیده شدن ساكنان بومی آن. بدین ترتیب «آواتار» نظام سرمایه‌داری غرب را هم به چالش می‌كشد و بخصوص تفكر مصرفی و منش پروپاگاندایی (تبلیغاتی) آن را هم آشكارا زیر سوال می‌برد آنجا كه در قالب ویدئوی خاطرات «جیك سالی» به ما می‌فهماند كه آمریكایی‌ها برای هر قوم و تباری كه فریبا و آرمانی باشند برای ناوی‌ها (بومی‌های سیاره‌ پاندورا) نه فقط اینچنین نیستند بلكه اساسا هیچ متاعی ندارند كه به وسیله‌ آن بخواهند با ناوی‌ها وارد معامله بشوند و همان بلایی را سرشان بیاورند كه با الیناسیون (ازخودبیگانگی) برسر جوامع بشری كره‌ زمین آورده‌اند. بومی‌های پاندورا به بیان ریشخندگونه‌ جیك سالی نه نیازی به آبجو! و شلوار جین! آمریكایی‌ها دارند و نه نیازی به هیچ‌كدام از باصطلاح پیشرفت‌های علمی و فرهنگی آنها. ناوی‌ها به داشته‌های خود قانع‌اند و هنوز اسیر بلای ویرانگر «نیاز كاذب» كه بشر جدید را در حد مرگ گرسنه و تشنه‌ محصولات جامعه‌ مصرفی جدید كرده، نشده‌اند. ناوی‌ها در پیوندی ناگسستنی با طبیعت پیرامونی‌شان هر آن‌چه می‌خواهند از آن به‌دست می‌آورند بدون آن‌كه همچون انسان‌ها با زیاده‌خواهی و حرص و آز و در یك كلام ارضای نیازهای كاذب، نامسوولانه به تخریب و نابودی این منابع طبیعی غنی دست‌ یازند.

اما «آواتار» به تمام معنا هم در نقد مدرنیته و ستایش بدویت نیست چنانچه در حقیقت امر هم نه مدرنیته سراسر باطل است و نه بدویت سراسر حق. جیمز كامرون با پیشرفته‌ترین امكانات تكنولوژیك روز دنیا این فیلم را در تقبیح تكنولوژی ساخته. چه‌طور می‌تواند از اساس با همه‌ دستاوردهای مدرنیته مخالف باشد. آیا این قضیه به لحاظ منطقی حاوی تناقضی آشكار نیست؟ پاسخ نخستی كه می‌توان به این پرسش داد این است كه كامرون هم مثل بسیاری دیگر از منتقدان مدرنیته و تكنولوژی ملازم با آن، با اصالت این دو مفهوم در زندگی بشر و یا به عبارت دیگر با تعلق و وابستگی بشر به این دو است كه مخالف است نه با همه‌ مظاهر آنها. چنانچه هربرت ماركوزه از مهم‌ترین منتقدین مدرنیته، تكنولوژی و نظام سرمایه‌داری غرب، در كتاب «انسان تك ساحتی» راه رهایی از آسیب‌های مناسبات اجتماعی انسان مدرن را تحول و دگرگونی می‌داند نه حذف و سانسور. او تكنولوژی و صنعت و تولید را به كلی نفی و رد نمی‌كند بلكه به مزایای غیرقابل انكار آن تصریح دارد و حتی برای تكنولو‍ژی، شایستگی آزادی بخشی به بشر قائل است منتها زمانی كه دگرگونی كیفی لازم در نظام تولیدی و صنعتی تكنولوژیك صورت پذیرد. بدین‌سان غایت نقد ماركوزه و نیز بسیاری دیگر از منتقدان مدرنیته، اصلاح مناسبات امروزی زندگی انسان است نه براندازی این مناسبات و بازگشت منفعلانه به بدویت.

نقد مدرنیته در فیلم جدید كامرون از دایره نقدهای پسامدرن می‌گذرد و رنگی دینی به خود می‌گیرد؛ تقابل در این فیلم در اصل میان علم و ایمان نیست بلكه تقابل اصلی، تقابل كفر و ایمان است

اما پاسخ دیگر را از موقعیت‌ها و دیالوگ‌های خود فیلم می‌گیریم. «آواتار» اگرچه تعریض‌های واضحی به اصل تفكر علمی در مقابل تفكر فلسفی و معرفتی دارد اما اساسا تمركز خود را بر موضوع تقابل كفر و ایمان قرار داده نه تقابل علم و ایمان. كامرون در این فیلم، دانش و اندیشه را تقبیح نمی‌كند بلكه به سوء‌استفاده‌های غیراندیشمندانه از یافته‌های علمی می‌تازد و به جای این‌كه طبق روال مرسوم و البته سطحی خرد را در مقابل ایمان قرار بدهد، انحرافات پدید آمده در غایات علمی و به دنبال آن فراهم شدن امكان سوء‌استفاده‌ ویرانگر انسان‌نماهای درنده‌خو از فرآورده‌های علمی را مقابل خداباوری و تفكر ایمانی و وحدانی قرار می‌دهد و به‌جای این‌كه كفر را ماحصل عقلانیت علمی معرفی كند آن را نتیجه‌ بندگی هواهای نفسانی و عبور از مرز اخلاق عنوان می‌كند. و این نگرش معتدل و غیرافراطی كه به‌جای اصرار بر دوگانگی عقل و عشق یا همان علم و ایمان، بر وحدت آنها تكیه دارد تا اندازه‌ای همخوان با آموزه‌های دین مبین اسلام است كه نه با تحجر سازگاری دارد و نه با تجدد.

شاهد بر این مدعا در فیلم، دفاع «گریس» (كه پس از مرگ برادر «جیك»، دانشمند درجه اول پروژه تحقیقاتی آواتار است) از درخت مقدس ناوی‌هاست كه از دیرباز زیارتگاه آنها و محل راز و نیازشان با خدا بوده و به نوعی نماد باورها و اعتقادات آنها محسوب می‌شود كه البته در نظر گریس توجیه بیولو‍ژیكی هم دارد. گریس با بیان این‌كه درخت ناوی‌ها یك جادوی كفرآمیز بی‌ارزش نیست و رابطه‌ای الكتروشیمیایی با محیط پیرامون دارد اولا مخالفت خود را با ایمان بی‌پایه و غلط كه از آن با تعبیر «جادوی كفرآمیز» نام می‌برد ابراز می‌كند و ثانیا به توجیه عقلانی این باور اشاره می‌كند كه نمایانگر وابستگی او به رهیافت‌های علمی در قبول یا رد نگرش ایمانی است. بدین معنا شاید موضع گریس یا به عبارتی تفكر علمی، كاملا مطابق با موضع ناوی‌ها و حتی موضع «جیك» كه با عشق به ایمان رسیده نه با علم نباشد اما معارض و معاند با آن هم نیست. حتی در مواردی مكمل آن نیز هست. حال آن‌كه سرهنگ و دار و دسته‌ او بدون دلیل و منطق و اندیشه و فقط از روی هواپرستی و زیاده‌طلبی و غرض‌ورزی كمر به مخالفت با باورهای اعتقادی ناوی‌ها بسته‌اند و حتی با افیونی خواندن گریس و جیك آنها را به‌خاطر دفاع از این ایمان مسخره می‌كنند. گریس اگرچه دانشمند است و بیش از آن‌كه ایمان قلبی داشته باشد، به محاسبات علمی و آزمایشگاهی وابسته است اما ناتوان از تجربه‌ ایمانی نیست. چنانچه می‌بینیم هم‌اوست كه در لحظه‌ مرگ، خدای پاندورا، «ایوا» را می‌بیند و با شهادت و اعتراف به وجود و حتی زیبایی این آفریننده‌ لایزال، جان می‌سپارد.

در تعریف واژه «آواتار» نوشته‌اند آواتار به معنای حلول روح یك رب‌النوع در قالب خاكی و انسانی و همچنین تجسد نیكی‌هاست. یا به عبارت دیگر، تجسم زمینی یك وجود آسمانی. در فلسفه‌ آیین هندو، آواتارا (Avatara) حكایت از تناسخ و تجسد روحی برتر در قالبی خاكی و زمینی دارد كه با هدف انجام ماموریتی مهم از آسمان به قلمرو خاك هبوط كرده است. این تعاریف موجود از واژه‌ آواتار صراحتا نمایانگر صبغه‌ دینی آخرین فیلم جیمز كامرون است. كامرون در این فیلم خود دیگر به رسم پسامدرنیست‌ها به نقد تكنولوژی و ماشینیسم و مدرنیته و یا به رسم سمبولیست‌ها به تقدیر از عشق زمینی (بدون اشاره به رابطه‌ عشق زمینی با سرچشمه‌ ایمانی) اكتفا نمی‌كند و صراحتاً تنها راه رهایی عصر جدید از چنگال آسیب‌های مدرنیته را ایمان به خدا عنوان نموده و ثابت می‌كند كه سینما عاجز از بیان درونمایه‌های مستقیم دینی نیست و به هیچ وجه چنین نیست كه تنها راه چاره برای پرداختن به معنا در سینما توسل به مجاز و استعاره‌ تام، با پرهیز از اشاره به مستعارمنه باشد. آواتار فیلمی صرفا معناگرا و مرتبط با عوالم فراطبیعی نیست بلكه اساسا درباره اصل ایمان و باور به خداست و كامرون برای این منظور تقابل ایمان با كفر را محور كار خویش قرار داده و پیروزی نهایی را نیز از آن ایمان دانسته؛ است. از آن ایمان و از آن وحدت وجودی حاكم بر جهان هستی.

آزاد جعفری / گروه اندیشه

 


نام: محمد رضا زمان: 4:25:18 - 1388/12/27
نوشته اید: «...خدای پاندورا، "ایوا" را می‌بیند و با شهادت و اعتراف به وجود و حتی زیبایی این آفریننده‌ لایزال، جان می‌سپارد.» من با بسیاری از بخشهای نوشته شما موافقم، اما انتساب صفت «آفریننده لایزال» به خدای پاندورا، چندان صحیح نیست. به نظر می رسد ـ حداقل در این قسمت ـ کمی بیش از حد اغراق کرده اید. خداوند لایزال، اولاً فقط خدای پاندورا نیست بلکه خدای همه کائنات است و ثانیاً دیدنی نیست. نکته مهم در این قسمت فیلم، که شما هم به درستی به آن اشاره کرده اید، تأکید بر گرایشات الهی و خداپرستانه است هر چند ـ مطابق معمول فیلمهای هالیوودی ـ در معرفی مصادیق خداپرستی اشتباهاتی وجود دارد که عمدتاً ناشی از تحریفات دین مسیحی است.
 
نام: علیرضا زمان: 4:34:20 - 1388/12/27
متأسفانه بدلیل عدم معرفی صحیح عرفان اسلامی و بطور کلی دین اسلام در جوامع سکولار غربی ، غربی ها که سالهاست تشنه معنویت هستند در جستجوی خداوند متعال، غالباً به بیراهه می روند و بجای عرفان پویا ، متعالی ، تحرک بخش ، شورانگیزو عقلانی اسلامی، به عرفانهای تخدیری و سست کننده و رخوت آور و بی منطق و ریشه ای چون عرفان بودایی و هندو روی می آورند که فیلم آواتار هم ـ چنانکه در بند پایانی مطلب هم به آن اشاره شده است ـ با پس زمینه ذهنی منطبق براین معنویتهای غالباً جاهلانه شکل گرفته است.
 
نام: احمد رضا زمان: 4:40:14 - 1388/12/27
مقاله بسیار زیبا و عمیقی بود. خیلی از شما متشکرم. امیدوارم باز هم شاهد آثار درخشان نویسندگانی چون آقای جعفری باشیم.
 
نام: صادق زمان: 0:46:5 - 1388/12/29
مقاله ی جالب و مفیدی بود.
 
نام: مهدی زمان: 2:13:23 - 1388/12/29
لا اقل اصول نقد نویسی بر یک فیلم رو یاد بگیرید بعد نقد بنویسید. نمیدونم چرا سعی کردید تا اونجا که میشه پیچیده بنویسید و جمله ای زیر 3 خط نداشته باشید.ردیف کردن کلمات قلنبه نشان از سواد نیست.آوردن کلمات هم معنی آن هم عربی پشت سر هم.حد اقل شما سعی کنید فارسی بنویسید. اگه معنی فارسی یک کلمه عربی رو نمیدونستید از دیگران کمک بگیرید!
 
نام: مارکوس زمان: 13:0:22 - 1388/12/29
ابتدا تشکر میکنم از آقای جعفری در ادامه نکته ای را به آقای محمدرضا بگویم :‌با تعریف ایشان احتمالا نباید کسی بگوید خدای من ؟؟!!! و بعد اینکه آقای جعفری به نظر شما که شخص آگاهی هستید چطور میتوان در صنعت سینمای خودمان نیز کارهای عمیق و بروز اینچنینی برای مخاطب جهانی داشت . منظورم کارهای پرزحمت و پربازده وساده برای درک حداکثر بیننده .البته با پشتوانه محتوایی اصیل و منطبق با باورهای آسمانی
 




What is limb lengthening surgery?
شنبه 18 شهریور 1396 12:07 ب.ظ
Can I just say what a relief to uncover an individual who really understands
what they're talking about over the internet. You certainly know
how to bring an issue to light and make it important.
More people ought to check this out and understand
this side of your story. I was surprised you aren't more popular
since you surely possess the gift.
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 05:58 ب.ظ
hey there and thank you for your information – I've definitely
picked up anything new from right here. I did however expertise a few technical issues using this web site, since I experienced to reload
the web site a lot of times previous to I could get it to load properly.
I had been wondering if your hosting is OK? Not that I am complaining, but slow loading instances times will often affect your placement in google and could damage your high quality score if
advertising and marketing with Adwords. Well I am adding this
RSS to my email and can look out for much more of your respective fascinating content.
Make sure you update this again very soon.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر